تبلیغات
بزرگ ترین وبلاگ طرفداران محسن افشانی - مصاحبه
تاریخ : شنبه 26 آذر 1390 | 05:15 بعد از ظهر | نویسنده : s
محسن افشانی: هر نقشی را بازی می کنم
خراسان - مورخ شنبه 1390/09/26 شماره انتشار 18007
نویسنده: مریم ضیغمی

دست بر قضا درست روزی با او تماس می گیرم که خیلی خوشحال است و خوشحالی    اش بدین جهت است که پروانه نمایش نخستین فیلم خود با نام «منطق عفونی» را که تهیه و کارگردانی کرده در همان لحظه از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت کرده است و شاد و سرحال و سرزنده تر از همیشه سرساعت مقرر تلفنش را پاسخ می دهد.

از نخستین فیلم خود «منطق عفونی» و شرایط تولید آن بگویید و این که چه طور شد در این سن به فکر ساختن فیلم تلویزیونی افتادید؟

سال گذشته برای تهیه کنندگی دورخیز کرده بودم، یعنی درکنار بازیگری قصد داشتم کار تولید را شروع کنم که برخی دوستان به من پیشنهاد کردند چون بازیگرم و از هر کارگردانی نکته ای را آموخته ام کارگردانی را شروع کنم. قبل از آغاز تولید فیلم مطالعات خود را افزایش دادم، فیلم های زیادی را تماشا کردم و با سبک و شیوه های مختلف آشنایی پیدا کردم و جرات کردم فیلم «منطق عفونی» را در مقام تهیه کننده و کارگردان تولید کنم. در این میان از کارگردانان حرفه ای هم چون «حسین سهیلی زاده» و «مهدی فخیم زاده» و «قدرت ا... صلح میرزایی» کسب اجازه کردم و به شکر خدا کار را مقابل دوربین بردم و اکنون از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پروانه نمایش فیلم «منطق عفونی» با درجه کیفی «ب» دریافت کردم و قرار است در شبکه نمایش خانگی توزیع شود. خدا را شکر فیلم به صورت حرفه ای ساخته شد و عوامل پشت و جلوی دوربین همگی از حرفه  ای های سینما و تلویزیون هستند و «فرزاد فرزین» تیتراژ آغازین فیلم و «سینا سرلک» تیتراژ پایانی را خواندند.

به تازگی نیز جوان ترین تهیه کننده و کارگردان ایران معرفی شدم.

گویی در مجموعه «دستان سبز» ایفای نقش کرده اید، برخی از بازیگران این مجموعه نسبت به شرایط تولید آن گله مند هستند نظر شما چیست؟

من هم مانند آن هاگله دارم چرا که کاری پر شایعه شد یعنی تهیه کننده اول غیرحرفه ای بود و در تهیه کنندگی سررشته ای نداشت و تنها برای کسب نام و موقعیت وارد پروژه شد و کارگردان اواسط فیلم برداری شکایت ها و گله مندی های عوامل گروه، را به شبکه منتقل کرد و بنابر تصمیم گیری سازمان در گروه تغییراتی انجام شد و عوامل حرفه ای تر سرپروژه آمدند.

هر بازیگری برای انتخاب نقش هایش اولویت هایی را مدنظر دارد. شما به عنوان بازیگر مجموعه « از یاد رفته» چه اولویت هایی را در نظر داشتید؟

هیچ زمان در انتخاب نقش هایم حساس نیستم بلکه تنها گروه حرفه ای و فیلم نامه محکم و خوب برایم اهمیت دارد، یعنی اگر نقشم را دوست داشته باشم برایم بازی در نقش گدا، عقب افتاده ذهنی یا یک فرد شیک پوش فرقی نمی کند. عده ای از همکاران بازیگرم اعتقاداتی دارند و می گویند فلان نقش را بازی نمی کنند یا منفی کار نمی کنند و فقط نقش اصلی بازی می کنند معتقدم رسالت بازیگر این است که در قالب شخصیتی برود و نقش را ارائه دهد حال کوتاهی یا بلندی نقش فرقی ندارد. اگر بازیگر نقشش را به خوبی ایفا کند قدرت و توانایی اش ثابت می شود.

شما جوان پرانرژی، شاد، بااخلاق و توانایی هستید و همین ویژگی ها در همه نقش هایتان بارز و برجسته است. از «سهراب»، جوان دانشجوی رشته پزشکی مجموعه « از یاد رفته» بگویید، ویژگی هایی که بیشتر به سبک اجرای تان باز می گردد. برای متفاوت نشان دادن این نقش چه معیارهایی را مدنظر داشتید؟

«سهراب» جوان دانشجوی اهل لرستان بود و «فریدون حسن پور» در جلسه های نخست ویژگی های او را برایم توضیح داد. من بابت ساخت این شخصیت از کارگردان خواستم که ویژگی هایی به او اضافه کنم و در نهایت آن چه شاهد بودید تلاش کارگردان و خودم است، زیرا برای خودم قوانینی برای ارائه نقش دارم که چگونه با نقش کنار بیایم. خدا را شکر «از یاد رفته» مجموعه ای مردمی است و طی مدت پخشش مخاطب خود را جذب کرده بود.تفاوت های این نقش برایم در شوخ و شنگ و عجیب و غریب بودنش نسبت به دیگر دانشجویان بود یعنی فردی بود که علاقه داشت سرکلاس، بیرون و در منزل شیطنت کند. «سهراب» شخصیتی بود که بزرگ نمایی و غلو در کارهایش داشت اگرچه او شخصیت درس خوانی نداشت اما شیطنت و غلو جزو خصوصیات او بود. جاهایی با دوستان، هم خانه ای هایش شوخی می کرد، گاهی اذیت می کرد اما در نهایت شخصیت بدی نداشت و در روند قصه کمک می کرد تا دوستانش را به آن چه که می خواهد برساند و در پیشبرد قصه تاثیری داشته باشد.

همین جنس کمدی که در سخنان تان اشاره کردید در موقعیت های مجموعه که در شخصیت سهراب دیده می شد لحظات شیرینی را در کنار بازیگران خشکی چون مرتضی خلق کرده بود. آیا این جزو ویژگی های شخصیتی او بود؟

شخصیت «سهراب» در فیلم نامه اولیه خیلی ساده و کوتاه بود، هنگامی که دعوت به کار شدم به کارگردان گفتم که اندازه نقشم کم است و در پیشبرد قصه تاثیری ندارد و ایشان لطف کرد و در بازنویسی که روی فیلم نامه انجام می داد اندکی حضور سهراب و تاثیر او را در روند قصه پررنگ تر کرد و درنهایت ساخت شخصیت سهراب را با کمک آقای حسن پور درآوردم.

« از یاد رفته» براساس رمانی با نام «بر باد رفته» روایت شده است و به نوعی تلخی در نوع روایت، اجرا و حتی موسیقی حس می شود و این احساس را به مخاطب القا می کند نظر شما در این باره چیست؟

نام مجموعه «برباد رفته» بود که براساس سیاست های سازمان نامش به «از یاد رفته» تغییر کرد. هدف کارگردان نمایش زندگی یک شهرستانی بود که با ورود به کلان شهری چون تهران معضلاتی برایش اتفاق می افتد که معتقدم حسن پور به خوبی توانسته آن سادگی ، روان بودن و صداقتی که در قصه وجود دارد را به نمایش بگذارد و هیچ گاه بیننده احساس نمی کند گول می خورد بلکه همان سادگی که در قصه وجود دارد را می بیند وحسن پور آن چه که در نظر داشت را به مخاطب منتقل کرد.

اشاره به «فریدون حسن پور» کردید او را در نوع نگارش فیلم نامه، روایت قصه، شخصیت پردازی و قاب بندی چگونه دیدید؟

حسن پور بسیار آدم حرفه ای و کار بلدی است البته با توجه به سابقه کاری اش از او نباید غیر از این توقع داشته باشیم.

حسن پور قلم توانایی دارد، هم چنین در صحنه پردازی، دکوپاژ و کارگردانی هم تبحر دارد و افتخار می کنم با او همکاری کرده ام و امیدوارم در پروژه های بعدی اش حضور داشته باشم.

به مجموعه «شوق پرواز» و نقش تان در این مجموعه رسیدیم. همکاری تان در این مجموعه آیا به خاطر خاص بودن موضوع آن اتفاق افتاد؟

علاقه خاصی به آثارتاریخی و مستند که درباره شخصیت های واقعی ساخته می شود دارم بنابراین بعد از دعوت به همکاری به خاطر علاقه ام پذیرفتم ایفاگر نقش علیرضا باشم.

«شوق پرواز» را در اواسط مجموعه «ساختمان ۸۵» با کسب اجازه از «مهدی فخیم زاده» بازی کردم چون درباره زندگی «شهید عباس بابایی» این بزرگ مرد ساخته می شد و علاقه داشتم در آن بازی کنم و من در فاز زمان حال ایفای نقش کردم و تأثیر آن در پیشبرد قصه خوب بود. وقتی فیلم نامه را مطالعه کردم درباره نقش و این که در پیشبرد قصه چه تأثیری خواهد داشت اطلاعاتی به دست آوردم و با این پروژه همکاری کردم.

شخصیت «علیرضا» چه قدر ساخته ذهن کارگردان و نویسنده است و چه بخش از آن را می توان به خود «محسن افشانی» در بازی نسبت داد؟

«یدا... صمدی» به من گفت: این شخصیت دستخوش تغییر شده است یعنی ابتدا قرار بود به جای شخصیت علیرضا از یک دختر استفاده کنند یعنی این شخصیت خواهر «لیلی غفوری» خبرنگار باشد که در نهایت من انتخاب شدم.

آن چه که شاهدید قلم خود نویسنده است و چیزی به آن کم یا اضافه نشده است و آن چه به پیشبرد قصه کمک کرده حاصل سر صحنه و طراحی کارگردان است که شاهدش هستید و سر صحنه طبیعی است که بازیگر درباره نقشش نظری بدهد ولی کلیت شخصیت زیر نظر آقای صمدی شکل گرفت.

نکته مهمی که در مجموعه «شوق پرواز» در بازی تان دیده می شود این است که «محسن افشانی» در این مجموعه متفاوت نسبت به دیگر نقش هایش ظاهر شده است.

بله همین طور است. «علیرضا» برادری غیرتی است که متناسب با خانواده اش نمی تواند خیلی چیزها را بپذیرد به خصوص این که خواهرش بخواهد خارج از قوانین و چارچوب های خانوادگی شان رفتار کند. «علیرضا» جاهایی از «لیلی» شاکی می شود که چرا او از چیزهایی سر در می آورد و کارهایی می کند که کسی نمی داند این کارها چیست فکر می کنم «علیرضا» با توجه به قوانین خانوادگی و بر مبنای تفکرات خانواده اش پیش می رود بنابراین در کار خواهرش فضولی هایی کرده و خودش را درگیر قصه می کند؛ یعنی وقتی متوجه می شود که خواهرش درباره زندگی شهید بابایی تحقیق می کند، او هم به این مسئله علاقه نشان می دهد و یک سری همکاری هایی را انجام می دهد.

قبل از بازی در این مجموعه چه شناختی از شهید «عباس بابایی» داشتید؟

سال قبل از آغاز بازی ام در «شوق پرواز» اجرای برنامه «ماه عسل» را برای شبکه سوم بر عهده داشتم که یکی از مهمانان برنامه خانواده شهید بزرگوار «عباس بابایی» بودند و افتخار داشتم که مصاحبه خانوادگی با آن خانواده داشته باشم و آشنایی با این شهید پیدا کرده بودم. البته شهید بابایی را می شناختم چرا که وقتی در اتوبان در حال رانندگی ام می دانستم که نام آن اتوبان را به این شهید نام گذاری کرده اند البته در برنامه «ماه عسل» با حقایق زندگی و کشمکش ها و فراز و نشیب های شهید بزرگوار عباس بابایی آشنا شدم و وقتی شنیدم که زندگی این شهید را در قالب مجموعه ای در دست ساخت دارند و از من دعوت به کار کردند خیلی خوشحال شدم و با دید باز، شناخت و اطلاعات کاملی وارد پروژه شهید بابایی شدم.

بازی در کنار بازیگرانی هم چون «کوروش تهامی»، «ستاره اسکندری» و «افسانه بایگان» چه حسنی برای تان داشت؟

با «شهاب حسینی» هم بازی نبودم چون او در مقطع گذشته نقش داشت و ما ایفاگر نقش های بخش حال قصه بودیم. مطمئنم افتخار هر بازیگری است که بخواهد با عزیزانی که نام شان را بردید هم بازی شود و این افتخار نصیب من شد تا با آن ها بازی کردم.

در کار چه قدر با «یدا... صمدی» کارگردان برای ارائه نقش هم فکری و تعامل داشتید؟

خدا را شکر علاقه ای که در کار وجود داشت دو طرفه بود، یعنی من علاقه زیادی به آقای صمدی و شیوه کاری، حرفه ای گری، منش و اخلاق شان داشتم و علاوه بر آن من هم به گونه ای خود را سرکار معرفی کرده بودم و شخصیتم را نشان داده بودم که آقای صمدی به من اطمینان کرده بود و رابطه خوبی در نهایت با یکدیگر داشتیم به گونه ای که همکاری مان به یاد ماندنی شد.

مجموعه «شوق پرواز» به زندگی سرلشکر شهید «عباس بابایی» می پردازد. فردی که ما به ازای بیرونی دارد. بازی در این مجموعه که اغلب بازیگران بر اساس واقعیت روایت شده بودند چه سختی برای تان داشت؟

ما مشکلی با سوژه، قصه و شخصیت ها نداشتیم من صحبتم این است که علاقه دارم آن قدر کارم را حرفه ای انجام بدهم که به نفع خودم باشد و علاوه بر آن در پیشبرد قصه موثر باشد و برایم فرقی نمی کند این مجموعه اثری تاریخی، ارزشی، تجاری و یا طنز باشد بلکه می خواهم در هر شخصیتی که پذیرفتم کارم را تمام و کمال انجام بدهم.




طبقه بندی: مصاحبه ها،