تبلیغات
بزرگ ترین وبلاگ طرفداران محسن افشانی - روز تولدت
تاریخ : جمعه 11 فروردین 1391 | 01:26 بعد از ظهر | نویسنده : s

روز تولدت رسید و دیدم گلم را جز عشق چیزی لایق نیست!

 

توجه توجه(تا آخر آپ رو بخونید )

 

23 سال پیش بود من اون موقع به دنیا نیومده بودم یه روز گرم وسط تابستون تو یه شهری تو یه بیمارستانی یه پسر کوچولو به دنیا اومد دومین بچه خونواده بود با اومدنش یه نور و یه شور دیگه ای به خونشون بخشید فضای خونه رو کلی تغییر داد ، همه دوسش داشتن بهش عشق می ورزیدند

این پسر کوچولو بزرگ و بزرگتر شد راه رفتن یاد گرفت حرف زدن یاد گرفت مدرسه رفت سواد یاد گرفت همینطور بزرگ و بزرگتر شد تا یه روزی یه جایی وقتی که پسرکوچولو 19سالش بود پا به عرصه هنر گذاشت و معروف شد، اونجا بود که معنی جمله ی عاشقی یه لحظه است رو فهمیدم

 امروز این پسر کوچولو آقایی شده واسه خودش حدود 5 ساله با همه سختی ها و دشواریها با همه اتفاقات با همه خوبیها دست و پنجه نرم کردیم تا به اینجا رسیدیم به23سالگی محسن

 

 

پنجمین سالیه که یازده فروردین ماه قشنگترین روز زندگیه منه چون روز تولد محسنه هیچ چیز برای من قشنگتر از این نیست که که روز تولدت کنارت باشم و تولدتو با هم جشن بگیریم محسن جان هیچ چیز برای من قشنگتر از این نیست که روز تولدت بهترین کادوی دنیا رو با دستای خودم بهت بدم و با تمام وجودم دستهای پر از عشقتو بفشارم و از ته قلبم بگم .... تولدت مبارک... بهترین من ..عشقه همیشگی من دوستت دارم .

23مین بهار زندگیت مبارک عشقه من ایشالا 1000 ساله شی  و هرچی از خدا میخوای بهت بده .... بازم روز تولدت شد و من کنارت نیستم .

 

 تولدت مبارک محسن عزیزم

 

 

 

شاید غرور… یا شاید دل مشغولی های روزمره …اجازه نمیدهد هر روز بگویم دوستت دارم

اما امروز روز توست روز تولدت بهترین بهانه برای یاد اوری اینکه بی تو نمیتوانم زنده بمانم

تولدت مبارک بهانه زندگیم

 

 

 

روز تولدت شد و نیستم اما كنار تو

كاشكی می شد كه جونمو هدیه بدم برای تو

درسته ما نمیتونیم این روز و پیش هم باشیم

بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم

میخوام برات تو رویاهام جشن تولد بگیرم

از لحظه لحظه های جشن تو خیالم عكس بگیرم

من باشم و تو باشی و فرشته های آسمون

چراغونی جشنمون، ستاره های كهكشون

به جای شمع میخوام برات غمهات و آتیش بزنم

هر چی غم و غصه داری یك شبه آتیش بزنم

تو غمهات و فوت بكنی منم ستاره بیارم

اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم

كهكشونو ستاره هاش دریاو موج و ماهیاش

بیابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش

با هفت تا آسمون پر از گلای یاس ومیخک

بال فرشته ها و عشق و اشتیاق و پولک

عاشقتو یه قلب بی قرار و کوچک

فقط می خوان بهت بگن :.

.

.

.

تولــ ـــدت مبـــ ـــارک

تو آمدی تا به انسان ها عشق بلاعوض بورزی و تسکین دهنده انسان های  پر درد باشی....

بیست و سه فروردین از شروع تو میگذرد، بیست و سه بهار،

خانواده تو ، دوستان تو، اساتید و معلم های تو همه به واسطه بودن با تو خوشبخت ترین انسان های روی زمین هستند و من خوشبخت تر از همه آنها....

 

 محسن مهربانم تولدت مبارک....

تو همواره در کودکی خود می مانی و این اعداد سن فقط حساب کتابی است برای آدم بزرگ ها

پس به شیوه آدم بزرگ ها یه کیک واسه 23 سالگیت آوردم...

 

تقدیم با عشق

 

 

خطاب به محسن

سلام سلام ...

خوبی ؟ خوشی ؟ چه خبرا ؟ چی کار می کنی ؟ خوش میگزره ؟

شناختی منو ؟؟؟؟

یه طرفدار بی معرفت اومده تولد یه بازیگر بی معرفت تر از خودشو تبریک بگه ...

(این نوشته ها فقط یه تبریکه ...  و از داشتن هر گونه اعتبار دیگه ای ساقطه )

حالا که شناختی منو بگو ببینم دلت چه قدر واسم تنگ شده ؟؟؟

می دونم خیلی تنگ شده بوده ... مورچه رو دیدی ؟؟؟ اندازه سوراخ جورابش

ولی بعضی وقتا نبودن ... وجود نداشتن لازمه ....

همیشه در کنار نیستی ها داشتن معنی پیدا می کنه ...

یا شاید بهتره بگم هدف وسیله رو توجیه می کنه ... !!!

خب حالا تولد گرفتی کیا رو دعوت کردی ؟ من که گل سرسبدم

به صرف چی ؟ شام ؟ ناهار ؟ نمی دونی گشنم ؟

تولد پارسالت یادته ؟

اصلا خبری ازت نبود...

چه زود گذشت ...

بد گذشت ...

دیگه گذشت اون زمون که رو حیاط یا رو بوم

میشستی با پودرو آب پهن میکردی تو آفتاب ...

میبینی تو رو خدا ؟؟؟ قبلنا کم داشتم الان دیگه اصلا ندارم

می دونی چیه ؟؟؟

بعضی وقتا عقده ها و حرفای خاک خورده تو دل آدما که میتونست

به صورت مهر و عاطفه زده بشه

تبدیل به شرو ور میشه ... چون تو وقتش نمیتونن حرفشون رو بزنن ...

اون وقته که گند زده میشه به هر چی عاطفس ... دختر همسایتون رو نمیگماا ...

می دونی ؟ نمیدونی ... منم نمیگم بهت ... پس بمون تو خمارییییییییییییش ...

آقا ببخشید از موضوع اصلی خارج شدم ...

روز تولد همه واسشون مهمه ... واسه تو هم حتما همین طوره ...

اومدم که نگی بی معرفته ...

اومدم که ناراحت نشی ... چون از ناراحت شدنت غصه می خورم .

غمم می گرفت وقتی نمیتو نستم یه خورده از غمهات رو به دوش بکشم ...

اما محسن هیچ وقت نفهمیدی ... دوست نداشتی که بفهمی...

دیدی ؟؟؟ بازم نتونستم...

میدونم تو تولد جای این حرفا نیس ...

بی خیال بابا ...

خوش به حالت تولدت تو فصل بهاره ...

امیدوارم همیشه بهاری باشی ... شکوفه هات زده باشه بیرون ...

مواظب خودت باش ... زندگی رو هم سخت نگیر ... همون طور که بگیری پیش میره ...

و اما خبر جدید اولین عکسای محسن توی سال 91