تاریخ : جمعه 18 فروردین 1391 | 07:57 بعد از ظهر | نویسنده : s

عرضم به خدمتتون که اینجا هوا بسی گرمه از فردا هم امتحانای میان ترمم شروع میشه اونم هرروز ساعت7:30صبح دو روز پیشم مریض شده بودم خفن 6تا آمپول و 2تا سرم زدم دیگه شدم مثل استقلالی ها سوراخ سوراخ خواهر زاده ام هم خونمون بود هی میخواستم برم چندتا بوس باحال بکنم نمیشد ولی الان حالم بهتره ولی مریض بودن هم حال میده ها همش بقیه مراقبتن بهت میرسن نمونه اش پدر گرامی بنده روز عادی بگی بریم تا سر کوچه برگردیم هزار تا کار میریزه سرش که نریم ولی وقتی میخواستم برم آمپول بزنم بدون این که من بگم دو سوته آماده شد هر یه ساعت یه بار هم میاد حالم رو میپرسه

از دیروز نشستم ریاضی میخونم مسئله ها رو حل میکنم بعد به جوابش نگاه میکنم میبینم درسته کلی ذوق میکنم واسه خودم دست میزنممحالا یکی نیست بگه فردا ت رو هم میبینیم وقتی از امتحان برگشتی با این حالتدعا کنیدحالا 20نمیگیرم لااقل 75/19 رو بگیرم(چه کم توقع)

دوستم هم یه وبلاگ زده سر و سامونش بده آدرسش رو میذارم اینجا

خبری هم که از آقا محسن نیستولی ایشاالله هرجا هست خوش باشه

دو سه روز پیش عجب هوا عالی بود بارون میومدگفتم این هوا جون میده برای قدم زدن . به قول یکی از دوستام هوا ٬ هوای دو نفره بود .
که می چپن تو بغل همدیگه و راه میرند و کلی تو گوش هم پچ پچ می کنن . ... تو دلم گفتم خوشبحال دونفره ها ...

حالا بچه ها شما چه خبر چه میکنید ها؟

دیالوگ برگزیده گشت ارشاد : " دقت کردی همه چیز توی این جهان جفته. مثبت - منفی ، شب - روز ،

انسان - حیوان ! همینجوری بوده ها از حضرت آدم تا اااااااااااااااااا حضرت حوا ! "


 

من روح پاک آسمان را دوست دارم  


آرامش این بیکران را دوست دارم 


وقتی هوا پر می شود از عطر گلها 


پرواز سوی آسمان را دوست دارم 


ای کاش طبع شاعر باران ببارد  


من آن غزلهای روان را دوست دارم 


هم نقش گل را در بهاران می پسندم

  

هم برگریزان خزان را دوست دارم  


پروانه خاموش گلزار وجودم  


پروانه ام، پروانه ها را دوست دارم 


یا رب توئی فرمانروای ملک هستی

  

هر چه تو می خواهی همان را دوست دارم