تبلیغات
بزرگ ترین وبلاگ طرفداران محسن افشانی - مطالب اسفند 1389
تاریخ : یکشنبه 29 اسفند 1389 | 03:32 بعد از ظهر | نویسنده : s


تاریخ : یکشنبه 29 اسفند 1389 | 12:20 قبل از ظهر | نویسنده : s

 

"

عكس 98 - سرور 29"

عكس 98 - سرور 29"

بقیه در ادامه


ادامه عکس ها
تاریخ : شنبه 28 اسفند 1389 | 01:10 بعد از ظهر | نویسنده : s

 



تاریخ : شنبه 28 اسفند 1389 | 12:33 بعد از ظهر | نویسنده : s

سلام بچه ها دیروز آخرین اپیزود فردای بهتر از مجموعه شاید برای شما هم اتفاق بیفتد بود

دیدید محسن همش نقش منفی بازی میکنه

فیلم گرفتم ولی کیفیتش خوب نیست با لینک زیر می توانید ببینید

http://www.aparat.com/v/ec8b57b0be908301f5748fb04b0714c72879

http://www.aparat.com/v/f076073b2082f8741a9cd07b789c77a02877

 



تاریخ : جمعه 27 اسفند 1389 | 11:24 قبل از ظهر | نویسنده : s

ازدرکه وارد میشوی اولین چیزی که توجه ات را جلب میکند ال سی دی بزرگی است که به دیوار نصب شده وتصویر دوربین های مخفی را نشان میدهد اولش شک میکنم که محسن افشانی در این دفتر کار میکند که از این سیستم امنیتی مجهز استفاده میکند اما بعد توضیح میدهد که چون دستگاه های گران قیمت در دفتر دارد از دوربین و این تجهیزات استفاده کرده علاقه زیاد او به شمع باعث شده تا در گوشه و کنار دفترش کلی شمع به چشم بخورد البته دو تابلو از آل پاچینو و جانی دپ هم که از بازیگران مورد علاقه اش روی دیوارها خودنمایی میکند ازسرصحنه سریال(دستان سبز)یکی از سریال هایی که در آنها بازی می کند می آید البته باچند دقیقه ای تاخیر!باچند بسته شکلات و کاکائو وارد دفتر میشود و بلافاصله هم از عشقش به کاکائو و لواشک می گوید! یکی از کشوهای میز اتاقش هم معدن شکلات وکاکائو و لواشک است چند دقیقه ای بیشتر از شروع صحبت هایمان نگذشته بود که پدر و مادر وخواهرش سمیه و البته به قول محسن آبجی برای دیدن او به دفترش می آیند اینقدر او سرش شلوغ است و فرصت نمی کند خانه برود که خانواده اش مجبورند برای دیدن او به محل کارش بیایند خانواده محسن با اینکه اوایل موافق بازیگر شدن پسرشان نبودند اما از کار او راضی اند و بازی هایش را هم دوست دارند جالب است که پدر محسن می گوید هرجا که می خواهد کارش زودتر راه بیفتد می گوید که پدر محسن افشانی است و همه هم هوایش را دارند مثل پدر پسر شجاع! بااین صحبت ها متوجه می شوم صداقت و شوخ طبعی محسن به پدر رفته مشغله های این پسر پر انرژی اما آنقدر زیاد است که می گوید قرارداد یک تله فیلم راهم امروز کنسل کردم چون وقت نمی کردم سر صحنه بروم اما باتمام این درگیری ها فرصتی که پیدا میکند به دفتر تازه تاسیسش می اید و درمواقع بیکاری البته اگر پیش بیاید بیشتر وقتش را اینجا می گذراند ماهم در دفترش با او گفت و گو کردیم البته قبل از شروع صحبت ها محسن دو ترانه جدیدش را برایمان خواند

به فکر تولید فیلم هستم

از یک سال پیش با یکی از دوستانم تصمیم داشتیم یک دفتر راه اندازی کنیم ولی اتفاقی افتاد و نشد بعد از آن خودم دوباره به فکر راه اندازی این دفتر افتادم و مقدناتش را فراهم کردم تا5-6 ماه پیش که اینجا را رسما افتتاح کردم هدفم هم از این راه اندازی این بود که خودم و چند تا از دوستانم بتوانیم به صورت مستقل اینجا کار کنیم ما چند تا جوان هستیم که هرکداممان تا قبل از این برای افراد دیگر کار می کردیم ولی به این نتیجه رسیدیم که خودمان توانایی این را داریم که بتوانیم کارهای بزرگ را با ایده های جدید وانگیزه بالا جمع کنیم به خاطر همین من پایه این قضیه را گذاشتم و چند نفر از دوستانم که مایل بودند باهم همکاری کنیم آمدند و الان در کنار هم در این دفتر کار می کنم چند تا از دوستان باکس تدوین را با سیستم حرفه ای راه انداختند وخودم هم با یکی دو نفر از دوستان آتلیه را راه انداختیم آتلیه هنری مووا این اسم را به این خاطر انتخاب کردم کهmoveبه معنی حرکت هست خوش آهنگ هم هست اما هدف اصلی خودم در این دفتر تهیه و تولید است که امیدوارم با فراهم شدن شرایط در آینده نزدیک بتوانم آن را اجرا کنم

چرا اینجا را انتخاب کردم؟

این دفتر را اجاره کردیم و دلیل اینکه اینجا را برای محل دفترم انتخاب کردم این بود که سعادت آباد محلی است که دست رسی اش از همه طرف تاحدودی آسان است البته نه اینکه مثل خیابان های انقلاب یا هفت تیر مرکزیت داشته باشد اما اتوبان هایی که اطراف اینجاست دسترسی به این منطقه را آسانتر می کند دوستانم هم در این منطقه راحتتر بودند قبل از اینجا در گیشا هم دنبال یک محل مناسب گشتیم اما اینجا به نظرم ایده آل تر بود ما به دلیل اینکه می خواستیم در این دفتر چند کار مختلف انجام دهیم بیشتر به دنبال فضایی بودیم که بتوانیم آن را به چند بخش تقسیم کنیم تا هر بخش را برای انجام یک کار اختصاص دهیم

چون طولانی هست بقیه اش بعدا



تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4